![]() خداوندا پناهم ده --------------------- آن به که در این زمانه کم گیری دوست با اهل زمانه صحبت از دور نکوست آن کس که تورا جملگی تکیه به اوست چون چشم خرد باز کنی دشمنت اوست . خيام ----------------------- حقيقت را بايد زيست، امّا واقعيت را تنها بايد دانست ---------------------------- ديوارهای خالی اتاقم را از تصويرهای خيالی او پر مي كنم خدای من زيباست... خدای من رنگين كمان خوشبختی ست كه پشت هر گريه انعكاسش را روی سقف اتاق می بينم من هيچ با زبان كهنه صدايش نكرده ام و نه لاي بقچه پيچ سجاده رهايش... او در نهايت اشتياق به من عاشق شد و من در نهايت حيرت حالا... گاه گاهی كه به هم خيره می شويم تشخيص خدا و بنده چه سخت است!!!
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 جستجو
پیوندها
راز 80 دانشجويان زمين شناسي شيراز
پژواك دل رهگذر ( حسين آقا) تنها ترين ستاره( ستاره عزيز) ناقوس مستان (شيرين عزريزم) الله اكبر اهنگ زندگي مانــــــــدگــــــــــــار طنز نامه تربيت بدني دانشگاه آزاد شيراز دانشجويان خوب شيرازي سروش خادمي اميد صبا (صبرو انتظار) ارشك عزيز بهروز _آبادان( ناله هاي عاشقانه) شب نويس برديا (عكس هاي بازيگران ) بهاره عاشق شادی قلب نازنین حضرت زهرا(س) صلوات بيا 2 اس ام اس طوقي گاهي كه مداد گيرم ميات (محمد حسين ) غمكده تنهايي ( شبگرد) گروه علمی تفریحی صدرا *رفتني كه باز امدني در پيش نيست * عشق مخفي دوست خوبم(م.آراز) دوست هميشه عاشق (بهار عزيزم) محبان المهدي ( او خواهد آمد .....) داداش داود غمنـــــــــــــــــــــــــامه سكوت.... تنهايي.... پرواز ( داداش پدرام گل) پاكي (فهيمه عزيزم) _†-´°`anti.boy´°`-†_ كافه .....گيتار (بابك اروميه ) ((آهنگ دل ))))"شاپرک دل" جهان نامرئی جن ((احمدآقا)) عاشق تنهايي (ماني عزيز) selseleh))rohollah sabry)) (ترفندستان + نارنجی) حمید گچویی اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
گروه علمی تفریحی صدرا
دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز دردنامه ای برای دل خویش جوک، عکس، SMS رهگذر بیکار بودم وبلاگ زدم برای تو می نویسم دانشجویان خوب زمین شناسی لبخند خدا .......... دانشجویان جغرافی آرشیو پیوندهای روزانه |
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
یا حسین میــــر حسین جزیزه الماس
به نام او که خوب است و دوست داشتني مرد فقيري ديگر نتوانست شکم خانواده اش را سير کند. روزي دوستي به او گفت که در جزيره اي دور – که رفتن به آنجا شش ماه طول مي کشد - آنقدر الماس وجود دارد که او خواهد توانست با ثروتي که بدست مي آورد تمام عمر در راحتي زندگي کند. مرد فقير پس از مشورت با خانواده به اين نتيجه رسيد که مشکلات سفر و درد دوري از خانواده، با سرمايه اي که با خود از جزيره الماس خواهد آورد، جبران خواهد شد. پس عازم جزيره الماس شد. وقتي سرانجام کشتي به ساحل رسيد، مرد فقير ديد که حرف هاي دوستش حقيقت دارد و هر جا که نگاه مي کند، کوهي از الماس است. مرد به سرعت به پر کردن جيب ها، کيف ها و جعبه هايش از سنگ هاي قيمتي پرداخت؛ اما کسي به او گفت که نيازي به عجله کردن نيست زيرا کشتي تا شش ماه ديگر حرکت نخواهد کرد. به زودي متوجه شد که بايد به دنبال راهي براي کسب معاش در طول اين شش ماه باشد. زيرا الماس آنقدر در اين جزيره زياد بود که هيچ ارزشي نداشت. پس از پرس و جوي بسيار متوجه شد که "موم" کالايي کمياب و قيمتي در آنجاست و کسي که براي ساختن شمع حوصله و مهارت داشته باشد، کسب و کارش رونق خواهد گرفت. او بزودي در شمع سازي ماهر و ورزيده شد و به حدي از اين راه درآمد کسب کرد که با آن براي خود، زندگي خوب و راحتي در جزيره فراهم نمود؛ و تنها گاهي اوقات با اندوه از خانواده اش که ترکشان گفته بود، ياد مي کرد. شش ماه به سرعت سپري شد و موعد بازگشت فرا رسيد. مرد چمدان خود را انباشته از شمع هاي قيمتي نمود و به طرف زادگاه خود براه افتاد. وقتي به سرزمين خود رسيد با شعف مورد استقبال دوستان و خانواده خود قرار گرفت و با افتخار ثمره کارش را به آنها نشان داد: انبوهي شمع بي ارزش.
شما وقتي برميگردين با خودتون چي دارين؟
امروز کسی باش که واقعا آرزو داری .....
هنگام وداع
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن نتوانستن بود
با نبودن نتوان بودن
و خدا گمشده ای داشت
|