تبليغاتX
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
یا حسین میــــر حسین
خدایا دریاب مرا..........

خدایا ...

چشمانم را می گشایم، دیواری است به بلندای نا امیدی ...

در خود می پیچم و بغض می کنم .

چون درختی شده ام که تبر بر شاخسارش فرو می آورند و نفس در ریشه هایش تنگ میشود ...

خدایا در این دیوار پی روزنم که خویش را از این همه منجلاب فسادی بیرون کشم ...

خدایا دستتت را بر شانه های خسته ام قرار بده ...

ای خدای بزرگ

تویی که به کوه فرمان ایستادن داده ای و به رود فرمان رفتن ...

به پرندگان فرمان پرواز و به ستارگان فرمان درخشیدن داده ای .

به من نیز بیاموز ایستادن و رهایی را ...

پرواز و روشنایی را ...

تا شاخسار شکسته ام را جوانه های امید بشکفد ...

ای خدای بزرگ ...

ای خدای متعال ...

و ای خدای منّان می خواهم یاد بزرگت در تار و پود جانم رسوخ کند ...

آنچنان که باران به درختان می بخشد تا شاخه های بلند به آسمان برسد ...

من درمانده تشنۀ محبّت توام ...

صدایم کن تا حجم این همه فریاد از خاطرم پاک شود ...

تا جز صدای پاک قدسی تو چیزی نشنوم ...

خدایا ...

ای خدای بزرگ و مهربان ...

نگاهم کن تا فراموش کنم این نگاههای بی خورشید و آشفته را ...

و جز چشمان مهربان تو هیچ نبینم ...

می خواهم خالی شوم از هر چه غیر توست ...

از این زمین پر هیاهو که درشب و روزش مردم روح و تن می سپارند ...

خدایا دلم تنگ آرامشی ژرف است، تو را می خوانم ...

دستم را بگیر و خاطر ابریم را به خورشید بسپار ...

و لحظه ای این جان بی قرار را به خویش نگذار ... یا ارحم راحمین ...

 

|+| نوشته شده توسط GOLSHIFTE.M در سه شنبه 1387/02/24 ساعت 11:12 |

به نام خداوند بخشنده و مهربان

 

                                    

به نام خداوند بخشنده و مهربان

معبودم،

در آن لحظه که پرنده ی حضور

در آشیان عشق تو فرود می آید

می خواهم که دیگر نباشم!

بسیار آمرزنده ام..

راستی، جسمم شکوه می کند

آیا لایق زمینت نیست!

یا روحم لیاقت آسمان هایت را ندارد!

عشق من...

دلم ناله ی با تو بودن سر می دهد

اما امان از..

بسیار بخشنده ام..

دوست دارم، دوستت بدارم!

چرا نمی فهمم، چرا نمی فهمیم

چرا آنگونه که شایسته ی تقدیسی

پرستش نمی شوی، بگو بسیار مهربانم چرا..........

مرا رها نکن....

                                   

|+| نوشته شده توسط GOLSHIFTE.M در پنجشنبه 1387/02/12 ساعت 13:15 |

آرزوی که با تو دارم

 

خيلي خيلي خوشحال خيلي خيلي مستم ...
اي پرستوي من
اگر آرزويم پر پرواز با توست
اگر فکر و جانم همه با جان توست
چون تو جايي هستي که نباشند مرغان
چون تو جايي کوچي که نکوچند مرغان
اگر آن بال تو بر من زيباست
مال آن نيست که من بال ندارم
مال آن است که همراه ندارم
در ميان همه دلهاي دو رنگ
دلي ميخواهم پر رنگ و يک رنگ
که رود سوي قشنگي هاي قشنگ
کاشکي شاعري مي بودم
تا براي دل زيباي تو غزلي مي گفتم
من نخواهم که دلم را به هر بي دلي بسپارم
من دلي ميخواهم که رود سوي بلنداي قشنگ
و دل تو همان هست که من مي جويم
اگر لازم باشد تا زمستاني بعد و زمستاني بعدتر و بعدتر
در ميان سرماي دلهاي سرد مي مانم
تا که شايد روزي مقصد دلهامان بر تو باور گردد
تا که شايد روزي بر تو رسوا گردد راز دل دريايم
تا که شايد روزي آن دل گرم تو بپذيرد پر پرواز با من
دل من با توست اي پرستوي من ...
 تولدت  مبارک

|+| نوشته شده توسط GOLSHIFTE.M در شنبه 1387/02/07 ساعت 14:51 |